محمد مفيد مستوفى بافقى
82
جامع مفيدى ( فارسى )
و همچنين سادات و قضات و علما و موالى و اكابر و اهالى بمراسم استقبال پرداختند و بشرايط نياز و نثار قيام نموده كمال اخلاص و اختصاص ظاهر ساختند . آن حضرت در غايت فرح و سرور به وطن مألوف و مسكن معهود درآمده بر مسند دولت متمكن گشت . للّه الحمد و المنة كه از آنوقت الى الان همواره در متنزهات آن ملك با فوجى از علماى خجستهصفات و اكابر و اهالى و شعراى فصاحت شعار بفراغت خاطر بصحبت روزگار [ 69 الف ] مىگذارند و تخم خيرخواهى و نيكانديشى در زمين دل متوطنان آن ولايت مىكارد و بواسطهء كرم جبلى و سخاوت اصلى پيوسته خوان ضيافت گسترده و ابواب انعام و احسان برگشوده و وجه معاش و مادهء انتعاش از سيور غالات و مسلميات و زراعت مواضع ملكيهء موروثى و مكتسبى مقرر ، و دورونزديك و ترك و تاريك از حاصل مزارعاتش كامياب و بهرهور . همت وافر مكرمتش خورشيد صفت رفعت يافته و انوار ضمير وافر موهبتش از مطلع سيادت و اجلال بر وجنات احوال فقراى شكستهبال تافته ، اميد به كمال مكرمت جاويد چنان است كه عمر و كامرانى آن قدوهء اولاد خير البشر تا آخر ايام جهان امتداد يابد ، شعر : بماناد در كامرانى بسى * مرفه باقبال او هركسى گفتار در بيان شمهاى از علو نسب اولاد امجاد آن حضرت و برخى از سير ستوده و اوصاف پسنديدهء دو قرة العين سيادت و ولايت از كرايم نعم كه ايزد عر و علا بعضى را بدان اختصاص بخشيده نعمت علو انسان است كه مستلزم مكارم اخلاق و مستوجب محاسن آداب است . بناء على هذا در تمامى ملل و اديان اعيان عجم و عرب محافظت صحت نسب مىنمودهاند و بعظمشان و سمو مكان آبا و اجداد مفاخر و مباهى مىبودهاند و بىشايبهء [ 69 ب ] اشتباه عالى حضرت سيادتمنقبت نقابت مرتبت معالى رتبت قدوهء سادات عالىشان مير ميران ، و عالى حضرت و سيادت و نجابت پناهى نقابت و هدايت دستگاهى زبدهء اولاد مصطفوى